گیر ادواری!
*در میون امراض مختلفی که دارم یکیش اینکه خیلی وقتا بد جور خودمو فراموش می کنم و از یه طرف هم شدیدا حال و روز معده ام و پر و خالی بودنش رو احساسم نسبت به زندگی تاثیر میداره!وقتی گرسنه ام و قند خونم پایین نه اعصاب دارم نه حال دارم و نه هیچ چیز دیگه ایی! به قول عزیزکم میرم تو حالت "استند بای"! یه گوشه می افتم و حتی توان بلند شدن و رفتن تا دم یخچال رو ندارم. اون لحظه دچار ضعف هم میشم و در عین گرسنگی مفرط حس می کنم دلم هیچی نمیخواد.
سر همین وقتی عزیزکم می دونه تو خونه تنهام کلی بهم سفارش می کنه و میگه" کوچولو رو سپرده ام به تو!حواست بهش باشه تا من بیام" . اما خیلی وقتا من حواسم به این "کوجولو" نیست و وقتی اون میاد من یه گوشه از حال رفتم...واقعا نمی دونم این مرض مزخرفمو چطور از بین ببرم! شدم مثل بعضی از مردا که وقتی زنی دور و برشون نباشه از گرسنگی می میرن.
حالا در کنار همه اینها و تنهایی این روزای من در خونه،جهارشنبه شب بعد از 1-2 ساعت خواب با بدن درد شدید و تب و حال خراب بیدار شدمو بعدش تا آخر روز کار من ناله کردن و بهم پیچیدن بود.توان بلند شدن رفتن تا دم یخچال و یا درست کردن غذا رو واقعا نداشتم.بالا خره ساعت 7.5 عصر عزیزکم با آش و آبمیوه و ...اومد.فک نمی کرد حالم اونقدر بد باشه...تو کلینک با حال و روز خراب عزیزکم داشت منو می برد سمت اورژانس که یه مردی با پر رویی تموم گفت"آقا ما تو نوبتیم ها!" ...که سریع آقای بغل دستیش گفت "ببرش داخل...ببر رو تخت بخوابه...مگه نمیبینی حالش بده!"... نمی دونم چرا مردم ما روز به روز داره جنسشون بهتر میشه!!
همین دیگه...کلا خرداد ماه به من نمیسازه.روند بهبودی ام هم نزولیه.حال و حوصله ی هیچ کاری هم ندارم.فقظ تو سایت های سواچ می چرخم و مدل ها و قیمت هاش رو نگاه می کنم تا ببینم یه چیز ارزون و خوب پیدا می کنم یا نه....آهان در مورد خصوصیات یه پیانوی خوب هم سرچ کردم و یکی دیگه از سرگرمی های این روزهام اینه که می رم مدل هاشون مقایسه می کنم!حالا خوبه فعلن ها پول خریدش رو هم ندارم!
دلم می خواست تو زندگی ما هیچ سانســـ.ــوری وجود نمیداشت و راحت می تونستیم از دغدغه هامون بگیم...
** فکر کنم آدم باید خیلی بد بخت بشه که دلخوشیش هی دیدن و نگاه کردن به خریدهاش از سفر اخیرش باشه!خدا رو شکر منم که دچار گیر ادواری ام! الان هم در کنار بقیه گیرها(شمع،شکلات،دستمال!،لوازم تحریر،کاغذ کادو!!!و ... و ...) سویچ کردم رو خرید جینگیل جات!
البته چند وقته کلی مهره و سنگ و از این وسایل تزیینی گرفتم و خودمم شروع کردم به درست کردنشون...سخته اما خیلی با حاله.چون کار دست خودته و از اون مدل فقط یک دونه تو کل دنیا هست!!! فقط حیف فلزهاشون مرغوب نیست و سرب توشه...نمی دونم از کجا میشه جنس خوبش رو گیر آورد.