نمی دونم  تا کی این آدم های بی مسیولیت و بی فکر که غیر از جون خودشون انگار جون بقیه ارزش نداره یا فک می کنن اتفاق فقط واسه دیگرون می افته، می خوان جون یقیه آدم های بی گناه رو بگیرن یا ناقصشون کنن...

این عشق های  شوآف و لایی کشیدن کی میخوان بفهمن که این کاراشون اصلا کول و بامزه نیست....

تا کی ما باید حجله هایی ببینبم از عکس جوون ها یا بچه ها....

آخرین بار که رفتم فرودگاه راننده ی آژانس قلب ما رو آورد تو دهنمومن پس که با سرعت بالا می رفت و تموم مدت سرش تو گوشیش بود داشت تکست می زد و احتمالا با دوست دخترش دعواش شده بود...

یا اون راننده تا کسیی که با ماشین قراضه اش با سرعت سر سام آور تو بارون می رفت هر دو دقیقه یکبار بر می گشت زل می زد تو صورت دختری که کنارش نشسته بود.پیر مرد بودهاااا

یا راننده های ماشین سنگین که فک می کنن بقیه سوسکن و یهو از لاین 3 با سرعت زیاد ، می گیرن روت و یادشون می افته باید  از همین خروجیِ بغل باید برن.

یا آدم های پیاده ایی که تو اتوبان از زیر پل عابر پیاده با وجود سالم بودن و جوون بودنش رد میشن و فک نمی کنن اینجوری یه آدم بپچاره ی دیگه رو بدبخت می کنن...

به قول عزیزکم بعضی وقتها وازه ی "گاو" واسه چنین آدم های خیلی زیاده! گاو فایده اش به بقیه می رسه و گوشت و شیر و پوست و حتی فضولاتش!! قابل استفاده است اما این آدم های بی مغز  چی؟!!

از وقتی فهمیدم این دوست عزیز برادرش رو در تصادف از دست داده یک لحظه هم از ذهنم دور نشده...واقعا متاسفم شدم...می دونم هیچ وازه ایی نمی تونه تسلی باشه برای درد ِ این دوست...

نمی دونم تا کی باید خبر های بد این چنینی هی بشنویم و ببینیم، حتی در این دنیای مجازی...یک ماه و نیم پیش  که دختر خورشید در اوج جونی اش در تصادف از دست رفت.