پیانو
امروز بالاخره من به یکی از دل خواسته هام رسیدم. امروز یعنی ده شهریور سال ۹۰بعد از دوری چندین سال از پیانو دوباره صاحب پیانو شدم...خدا یا شکرت!هر چند بخاطرش خیلی تو خرج افتادیم و فعلا حتی پولی که برای همون مراسم کوچیک گذاشته بودیم رو بابتش دادیم...اولش قرار بود نصفش رو تو ۴ تا چک بدیم.اما از اون جایی که خرید نقدیش ده درصد تخفیف داشت،دلم نمی اومد ضرر کنیم.
حالا باید خیلی از خرید های خونه رو هم حذف کنم بلکه پولش رو بشه واسه مراسم خرج کرد و به همون زمان بندی قبلیمون برسیم. جرات ندارم اینو به مامان بگم! بالاخره خیلی جالب نیست که مبلغی که اون واسه خرید وسایل بهم داده رو صرف عروسی کنم!!!حس و سردرگمی عجیبی دارم بنا به سری دلایل و مشکلات کوچیک و بزرگ ترجیح میدم مراسم رو عقب نیداریم.هر چند خودم دلم نمی خواد فعلا از اتاق دوست داشتنیم و این وضعیت بی کار و بی عار! دور بشم.امیدوارم بعدا پشیمون نشم...
امروزم یه خرده از خرده ریزهای آشپزخونه رو گرفتم...این همه راه هم تا مولوی واسه پرده رفتم اما مفت نمی ارزیدن و خیلی بی ریخت بودن.منم یه چیز معمولی میخوام واسه همین پرده فروشی های شریعتی و نزدیک میرداماد رو اصلا نمیخوام سر بزنم.تو این وضعیت بی پولی تو عرض چند روز من نزدیک ۵۵۰ هزار تومن پول لباس دادم. احمقم دیگه...احمق...می گیرم و انبار می کنم و خیلی وقتا هم نمی پوشمشون! باور کن اگه کسی منو ببینه عمرا باورش بشه من اینقدر لباس می خرم بس که همیشه معمولی لباس می پوشم و حوصله ی عین آدم لباس پوشیدنو ندارم....اونوقت اگه کمدم رو یاز کنی کوه لباس می ریزه رو سرت!...حالا یکی از مشکلات من حجم بالای وسایلم هستش و اینکه چطور باید اینا رو تو خونه جا کنم...
دیروز که داشتیم می رفتیم بیرون،عریزکم ۳ ساعت تو ماشین در مورد بودجه بندی و اینکه در سال چقدر باید واسه لباس خرج کنیم حرف می زد...و از وضعیت مالی این روزهامون و طرح ریاضت اقتصادی!منم کلی دپرس شدم و اخم کرده بودم.اما بعد از این حرفها باز از اکو یه کیف گرفتم...۲ تا بلوز هم گرفتم!!!
حالا جدا از این حرفها واسه خرج های این چند روزه و این خرت و پرتهایی که از اکسیر و چرم مشهد و بنتون و سیسلی و ...گرفتم ،عذاب وجدان دارم. البته بعضی هاشون خیلی دوست دارم . خیلی....
به هر حال بعد از این چه بخوام چه نخوام با کیف بدون پول که دیگه نمیشه خرید کرد! کلا منه معتاد خرید می رم تو خماری...
بی خیال این چرندیات...برم یه پیانو فک کنم...البته اگه این عذاب وجدان بذاره!